تبليغاتX
اَلّلهمَ صَلِّ عَلی محَمَّد وَ آلِ محَمد

اَلّلهمَ صَلِّ عَلی محَمَّد وَ آلِ محَمد

وعجل فرجهم

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

 

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت. و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است

مکارم اخلاق

 

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود 

 

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

 

 با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی((علیه السلام)و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

 

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

 

 سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

 

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد

 

 سخنان فاطمه

 

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم

1-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:55  توسط سید تقی  | 

 

شهادت خاتم الأ نبیاء و امام مجتبی و علی بن موسی الرضا علیهم السلام تسلیت

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم


الحمد لله رب العالمين وصلي الله علي نبينا محمد وآله الطيبين الطاهرين لاسيما بقيه الله الأعظم حجة بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ولعنة الله علي اعدائهم اجمعين لا سيما الجبت و الطاغو ت واللات و العزي و ا بنتيهما ومحبيهما.
28صفر سالروز شهادت شخص اول وجود خاتم الأنبياء حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه وآله وسلم وشهادت فرزندش وجود مقدس امام مجتبي حسن بن علي عليهما السلام و روز آخر ماه شهادت سلطان وجود سلطان اباالحسن علي بن موسي الرضا عليهما السلام مي باشد . شهادت آن عزيزان بر يگانه ورارث آنها ويگانه محمد شناس وحسن شناس ورضا شناس عالم ماسوي وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تسليت باد .
متداول در زبانها عبارت بارگاه ملكوتي علي بن موسي الرضا عليهما السلام است .در حاليكه ملكوت وعظموت وجبروت وماهوت لاهوت وهاهوت و... بوئي و رائحه اي از مرقد ساطان اباالحسن علي بن موسي الرضاعليهما السلام حيات بخش وجودشان بوده .
وباز متأسفانه متدوال در ألسنه و... تعبير رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم است ؛كه اين خود نوعي جفا به ساحت مقدس مخاطب خطاب لولاك لما خلقت الأفلاك است .گرچه اين تعبير از روي جهالت وبي اطلاعي است .
طبق روايات متعدد كه شيعه وغير شيعه نقل نموده اند جبت وطاغوت ولات وعزي با همكاري دخترا ن ملعونشان وجود مقدس خاتم صلي الله عليه وآله وسلم را زهر دادند وباعث شهادت آن دني فتدلي فكان قاب قوسين أو أدني شدند .
در سوره مباركه تحريم آيات شريفه 3و4خداوند تبارك وتعالي مي فرمايد : واذ اسّر النبي الي بعض ازواجه حديثاً.........
آنگاه كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم رازي را با بعضي از زنان خويش در ميان گذارد ان زن راز را به ديگري خبر دادو راز را نگه نداشت. پس خداوند، پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم را بر اين جريان آگاه ساخت ،حضرت نيز بعضي از انرا مطرح كرد وبعضي را بيان نفرمود . ان زن به پيامبر صلي الله عليه واله وسلم گفت :چه كسي تو را آگاه ساخت ؟ پيامبر صلي الله عليه و اله وسلم فرمود : خداوند دانا مراخبر داد.
اي دو زن بسوي خدا توبه كنيد كه دل شما از حق بر گشته و اگر بر پيامبر چيرگي جوئيد همانا خدا وجبرئيل و صالح المومنين(علي بن ابي طالب عليهما السلام ) و فرشتگان دوست وپشتيبان او هستند.
آيه شريفه در مقام تهديد است تظاهر يعني پشت به پشت هم دادن براي قيام وتوطئه عليه كسي. آيا چه بوده كه خداوند متعال اين چنين تهديد مي كند . مسلماًاين جريان نمي تواند يك امر عادي باشد .
حال سوال اين است 1- اين دو زن كه بودنند 2-جريان چست؟
اما اينكه اين دو زن كه بودند ؟
در ذيل آيات شريفه در تفسير طبري و تفسير در المنثور سيوطي آمده كه ابن عباس از عمر ... عليه يرسيد كه سوره تحريم در باره چه كسي نازل شد ؟ عمر ...عليه گفت : درباره عايشه وحفضه .
لذا وقتي عايشه بناي مخالفت با عثمان ... را گذاشت ومي گفت: بكشيد اين نعثل را ؛عثمان در جواب عايشه آيه 10 سوره مباركه تحريم را مي خواند.ومنظورش اين بود كه شما دو زن كافر هستيد.
اما مطلب دوم جريان چست؟
جريان اينچنين است كه پيا مبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم به حفصه دختر عمر فرموده بودند كه پدر تو با پدر عايشه (بوبكر)براي گرفتن حكومت پس از من قيام خواهند كرد . اين حرف را پيامبر صلي الله عليه واله وسلم به عنوان رازي بيان داشته بود اين سرّ را حفصه با عايشه در ميان گذارد ،عايشه هم آنرا به پدرش (بوبكر)گفت .ابوبكر هم آنرا با عمر در ميان گذاشت . عمر از حفصه س‍وال كرد داستان چيست ؟او هم سر ّ را به پدرش گفت ؛وبعد از اين اين 4 نفر پيامبر اكرم را سم دادند تا زودتر به حكومت ورياست برسند .
رجوع شود به تفسير علي بن ابراهيم قمي 2/376ذيل آيه شريفه3ببعد سوره مباركه تحريم ،برهان 4/352ح5، نور الثقلين 5/367ح3وتفسير صافي وساير تفاسير روائي ذيل ايه شريفه سوره مباركه تحريم .
و تفسير عياسي 1/200ح152،برهان 1/320ح10،نور الثقلين 1/401ح390 وتفاسير روائي ذيل ايه شريفه 144 آل عمران و صافي ذيل كريمه 145 سوره مباركه آل عمران .
صراط المستقيم نباطي بياضي 3/168 بحار 28/20ح28از عياشي و صراط المستقيم و22/246ح17از صراطالمستقيم و........
امام حسن مجتبي سلام الله عليه به خانواده وخويشانش فرمود : انّي أموت بالسّم كما مات رسول الله صلي الله عليه واله وسّلم .من به واسطه سم از دنيا مي روم همانطور كه رسول الله صلي الله علي واله وسلم مسموماً از دنيا رفت .
مناقب شهر آشوب 4/8وراوندي در خرائج 1/241وبحار 43/327ح6و44/153ح23.
از اين روايت شريفه استفاده مي شود ؛ اولاً خاتم صلي الله عليه واله وسلم مسموماً از دنيا رفت. ثانياًهمانطور كه قاتل امام مجتبي عليه السلام همسرش بود، همينطور قاتل خاتم صلي الله عليه واله وسلم همسرش بود.ثالثا همانطور كه جعده دختر اشعث بن قيس لعنة الله عليهما وپدرش د شمن خاندان رسالت بود هكذا عايشه وپدرش دشمن خاندان رسالت بودند .
وعا يشه بعد از دستور تير باران جسد مطهر امام مجتبي عليه السلام به واسطه سيد الشهداء حسين بن علي عليهما السلام طلاق داده شد واز عنوان ام المومنيني خارج شد .اثبات الوصيه مسعودي به نقل اثبات الهداي شيخ حر عاملي اعلي الله مقامه الشريف

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 21:41  توسط سید تقی  | 

اللهم صل على محمد وآل محمد
وعجل فرجهم وفرجنا بهم

 

 

دموعي تجري على الـخـدين و جرحي يـبـكي على الـــحــســـيــن

اللهم عجل فرج صاحب العصر والزمان الامام المهدي

 

 

 

 

 

لعن الله امة قتلتك يا حسين
لعن الله امة سمعت ورضيت ودافعت عن قاتليك يا حسين

 

 

اربعين، چهلمين روز شهادت امام حسين عليه السلام است كه جان خود و يارانش را فداى دين كرد. ازآنجا كه گراميداشت ‏خاطره شهيد و احياء اربعين وى، زنده نگهداشتن‏ نام و ياد و راه اوست و زيارت، يكى از راههاى ياد و احياء خاطره است، زيارت‏ امام حسين‏«علیه السلام» به ويژه در روز بيستم ماه صفر كه اربعين آن حضرت است، فضيلت بسياردارد

 

 

امام حسن عسكرى‏«علیه السلام‏» در حديثى علامتهاى ‏«مؤمن‏» را پنج چيز شمرده است: 51 ركعت نماز در شبانه روز که 17 رکعت آن نمازهاي واجب و مابقي نوافل مي باشد، زيارت اربعين، انگشتر در دست راست کردن، پيشانى بر خاك نهادن در نماز ‏و«بسم الله الرحمن الرحيم» را در نماز،آشكارا گفتن

 

 

 

زيارت اربعين كه در اين روز مستحب است، در كتب ادعيه آمده است ‏و به اينگونه شروع مى‏شود: «السلام على ولى الله و حبيبه...» كه اين متن،از طريق ‏صفوان جمال از امام صادق‏«علیه السلام» روايت‏ شده است. زيارت ديگر آن است كه جابربن‏عبدالله انصارى دراين روز خوانده است و متن زيارت به عنوان زيارتنامه آن امام در نيمه ‏ماه رجب نقل شده و با جمله‏«السلام عليكم يا آل الله...» شروع مى‏شود.(2) مورخان نوشته‏اند كه جابربن عبدالله انصارى، همراه عطيه عوفى موفق شدند كه درهمان اولين اربعين پس ازعاشورا به زيارت امام حسين‏«علیه السلام‏» نائل آيند. وى كه آن هنگام ‏نابينا شده بود، در فرات غسل كرد و خود را خوشبو ساخت و گامهاى كوچك برداشت تا سر قبر حسين بن على‏«علیه السلام‏‏» آمد و با راهنمايى عطيه، دست روى قبر نهاد و بيهوش شد، وقتى به هوش آمد، سه بار گفت: يا حسين! سپس گفت:«حبيب لا يجيب حبيبه...» آنگاه ‏زيارتى خواند و روى به ساير شهدا كرد و آنان را هم زيارت نمودند

 

 

 

اگر چه قبر حقیقى سیدالشهدا علیه السلام در دل‌ها و قلب‌هاست كه بناى آن از دوران كودكى در سرزمین دل شیعیان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شریف آن حضرت همواره از آثار و بركات متعددى برخوردار بوده است

ضریح مقدس و حرم مطهر امام حسین علیه السلام یادگارى از جان نثارى و فداكارى او و یارانش در راه خدا مى‏باشد. مرقدى كه جاى عترت آدمیان براى ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است كه این بارگاه شریف و غم‏انگیز و شور آفرین، همواره زیارتگاه مردم جهان شده و انسان‌ها، فداكارى و عشق و صفا را از خفتگان این مرقدهاى شریف، سرمشق گیرند

 

حرم حسین كعبه دل‌هاست. و این كعبه طوافگاه زائران و قبله امیدواران و دارالشفاى دردمندان و پناهگاه توبه كنندگان و گنهكاران است

 

آرى، عاشقان كویش و دلباختگان رویش، پروانه‏وار خود را در اطراف ضریح مطهرش گردانیده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خویش را مى‏سوزانند و اشك شوق و اشتیاق بر چهره و رخسار مى‏افشانند، و بر مظلومى و مصیبت‌هاى او و خاندانش ناله سر مى‏دهند به راستى «این چه شمعى است كه جان‌ها

همه پروانه اوست

 

 

بر گرد حریم تو، كه دست طلب ماست         چون دامن شمعى است، كه پروانه بگیرد

 فضل و شرافت كربلا و مرقد مطهر سیدالشهدا علیه السلام چنان است كه امام صادق علیه السلام فرمود: «قبر ابى عبدالله الحسین علیه السلام از آن روزى كه در آنجا دفن شد، باغى از باغ‌هاى بهشتى است

 

 

 

  

محل دفن آن حضرت كه همان گودال قتلگاه است، اكنون داراى سقفى است كه روى آن صندوق مبارك نهاده شده و روى صندوق، ضریح در میان روضه منوره، و روضه نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهدا مى‏باشد این مجموعه هم اكنون حرم امام حسین علیه السلام را تشكیل مى‏دهد، و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانى زمین كربلا بوده و مى‏باشد

 

 

 

بارگاه سیدالشهدا علیه السلام پس از ساختن قبر شریف آن حضرت براى اولین بار در دوران بنى امیه بنا گردید، اخبار و روایات بسیارى آمده كه در زمان بنى امیه سقفى بر روى مزار امام و مسجدى (ظاهراً توسط بنى اسد) نزدیك آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشید (سال 193 ) همچنان باقى بود 

 

 

بعد از تخریب مرقد شریف، توسط هارون، در زمان مأمون خلیفه عباسى، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقى بود . اما از آن سال تا سال 247 متوكل چهار بار امر به خرابى و انهدام قبر كرد، و اوقاف حایر مبارك را برد و ذخایر آن را تاراج كرد

 

 

سومین بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجدید بنا شد، و تا سال 273 باقى بود

 

تجدید بناى مرقد امام براى چهارمین بار به دست محمد بن زید بن حسن بن محمد بن اسماعیل بن زید بن على بن الحسین بن على بن ابیطالب، ملقب به «داعى صغیر» پادشاه طبرستان انجام گرفت

 

 

بناى عضدالدوله دیلمى بود، كه در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود كه رواقى به دست عمران بن شاهین معروف به «رواق عمران» در حایر حسین ساخته شد

 

 

ششمین بار بارگاه امام حسین به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزى، وزیر سلطان الدوله دیلمى نوسازى شد

 

 

 

 عمارت موجود است كه در سال 767 بعد از سرنگونى دولت آل بویه به سال 310 به دستور سلطان اویس ایلخانى ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اویس در تكمیل آن كوشید و تاریخ آن در بالاى محراب و نزدیك سر شریف آن حضرت نگاشته شده است

 

با ذكر اجمالى از تحولات كه در عمارت مرقد مطهر امام حسین علیه السلام صورت گرفته است به خوبى معلوم مى‏گردد كه زیارت قبر آن حضرت در مبارزه با حكومت بنى عباس تأثیر مهمى داشته است، و به همین دلیل بود كه عباسیان قبر آن امام را دشمن خود مى‏دانستند و به ویرانى آن دست مى‏زدند، زیرا این قبر شریف به مركز تجمع مخالفان و مبارزان تبدیل شده بود.

مشاهده مزار و مرقد شهیدان كربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار، حالت بیننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، كه چگونه عده‏اى قلیل در مقابل جمعى كثیر و سپاهى مجهز و مهیا تن به مرگ داده و روى عقیده و ایمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرین قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند

 

 

صحن مطهر حسین علیه السلام داراى هفت باب است كه عبارتند از: 1- باب قبله كه ساعتى بر فراز آن نصب است، 2- باب قاضى الحاجات 3- باب زینبیه كه در حدود تل زینبیه قرار دارد 4- باب سلطانى 5- باب بازار بزازها 6- باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد 7- باب صافى كه به در بین‌الحرمین نیز معروف است

 

 

محل نزول فرشتگان الهى

 

امام صادق علیه السلام فرمود: «ما بین قبر حسین علیه السلام تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى است

و نیز فرمود: «قبر حسین بن على علیه السلام بیست ذراع در بیست ذراع است. آن باغى از باغ‌هاى بهشت، و محل عروج فرشتگان به آسمان مى‏باشد هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى نیست جز آن كه از خدا مى‏خواهد كه او را زیارت كند پس گروهى فرود مى‏آیند و گروهى بالا مى‏روند

 

 

نماز قبول مى‏شود

 اگر انسان زائر، حق امام را شناخته و با معرفت و ولایت او در كنار قبر مطهرش نماز گزارد، مورد قبول حق تعالى قرار مى‏گیرد. چنانكه امام صادق علیه السلام در شأن و مقام كسى كه به مرقد و بارگاه شریف حضرت مشرف شده و نماز بخواند، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مى‏دهد

 

 

تمام خواندن نماز

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «نماز در چهار مكان كامل خوانده مى‏شود (یعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بیشتر باشد اما شكسته نمى‏شود): 1- مسجد الحرام (مكه)، 2- مسجدالرسول (مدینه)، 3- مسجد كوفه، 4- حرم امام حسین علیه السلام.»(6)

و نیز روایت شده كه «ابن شبل» از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا قبر امام حسین علیه السلام را زیارت كنم؟ فرمود: پاك و خوب زیارت كن و نمازت را در حرمش تمام بخوان. پرسید نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض كرد: بعضى از اصحاب و شیعیان شكسته مى‏خوانند؟ فرمود: اینان دو چندان عمل مى‏كنند.»(7)

لذا چنانكه در رساله‏هاى عملیه نیز آمده است، در حرم امام حسین علیه السلام مى‏توان نماز را، هم شكسته خواند و هم به بركت آن حضرت تمام بجا آورد

 

اجابت دعا و برآورده شدن حاجت

خداوند سبحان در ازاى ایثار و فداكارى سیدالشهدا علیه السلام و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شریفش بركاتى را قرار داده كه از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. چنانكه امام صادق علیه السلام فرمود: «هر كس دو ركعت كنار قبر حسین علیه السلام نماز بخواند، از خداوند چیزى را مسئلت نكند جز این كه به او عطا شود

و نیز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسین علیه السلام، امامت را در ذریه آن حضرت، شفا را در تربتش، اجابت دعا را در كنار مرقدش قرار داده، و ایام زیارت كنندگان او از عمرشان حساب نمى‏شود

 

 

 

 

 

1- سیره امامان (ترجمه اعیان الشیعه)، علامه سید محسن امین، ص 220 / و زندگانى چهارده معصوم،

عمادزاده، ج 2، ص 137.

2- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 323.

3- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 195.

4- منتخب كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 252.

5- وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 10، ص 549.

6- كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 248.

7- كامل الزیارات، ابن قولویه، ص 123.

8- امالى شیخ طوسى، ص 317.

9- امالى شیخ طوسى، ص 319.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 14:42  توسط سید تقی  | 

 

7 صفر، خجسته زادروز هفتمین پیشوای مشعل فروز هدایت، حضرت امام موسی كاظم (عليه السلام )مبارك باد.

آفتاب: دل را به دسته گل های انتظار آذین می بندیم و چشم در راه مولود فضیلت ها و سرمشق عارفان و سالكان، امام موسی كاظم (عليه السلام) می نشینیم و ندا سر می دهیم: سلام ما بر تو ای كه سجاده شب، غمناك از مناجات شب و نیمه شبت و میله های سرد و زندان شرمنده از این همه استقامت تو. ای سرمشق مقاومت و صبوری! ای اسطوره پرشكوه و هارون شكن!

ابوالحسن موسی بن
جعفر (عليه السلام) امام هفتم از ائمه اثنی عشر (عليه السلام) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (عليه السلام) تولد آن حضرت در ابواء (محلی میان مكه و مدینه) به روز یكشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 20:29  توسط سید تقی  | 

حضرت حجّت (عج)

همانا من براى فرد شيعه‏اى كه مصيبت جدِّ شهيدم را ياد كند و سپس براى تعجيل فرج و تأييد (امر) من دعا كند، من نيز براى او دعا خواهم كرد.

(منبع : مكيال المكارم جلد 2 )

 

 

 

 

 

امام رضا عليه السلام فرمودند:

كسى كه كار و تلاش جهت گذراندن زندگى را در روز عاشورا تعطيل نمايد خداوند حوائج او را در دنيا و آخرت ضامن مى‏شود و كسى كه روز عاشورا را روز مصيبت و غم و اشك خود قرار دهد خداوند روز قيامت را روز سرور و شادمانى او و او با ديدن ما چشمش روشن مى‏گردد.

(منبع : شرح شمع به نقل از بحار ج 44

 

 

 

 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند:

بدانيد كه خداوند درود و رحمت مى‏فرستد بر گريه كنندگان حسين عليه السلام و مورد مهر و رحمت خداوند قرار مى‏گيرد.

 (منبع : شرح شمع به نقل از بحار ج 64 )

 

 

 

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند:

بدانيد كه خداوند درود و رحمت مى‏فرستد بر گريه كنندگان حسين عليه السلام و مورد مهر و رحمت خداوند قرار مى‏گيرد.

 (منبع : شرح شمع به نقل از بحار ج 64 )

 

 

 

امام صادق عليه السلام خطاب به مسمّع كه گريه كننده بر امام حسين عليه السلام بود فرمودند:

خداوند تو را رحمت كند به تو بشارت مى‏دهم كه هنگام مرگ پدرانم را كنار با اين خويش مشاهده خواهى كرد و سفارش آنان به ملك الموت در مورد تو باعث روشنايى ديدگانت خواهد شد.

(منبع : شرح شمع ص 43 )

 

 

 

 

امام سجّاد عليه السلام مى‏فرمايد:

أنا ابن من قتل صبراً، و كفى بذلك فخراً

من فرزند كسى هستم كه با زحمت كشته شد و اين افتخار براى من كافى است.

(منبع :  ذريعةالنجاة به نقل از مثيرالاحزان )

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:18  توسط سید تقی  | 

سالروز ولادت حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) امام پنجم شيعيان را به تمامى دوستداران خاندان پاك و مطهر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) تبريك عرض نموده،

  

 

سوم ماه صفرسال57 هجري قمري: حضرت امام محمد باقر(عليه السلام) پنجمين ستاره آسمان امامت در مدينه منوره قدم به عرصه حيات نهادند.
مادر امام محمد (باقر عليه السلام) فاطمه دخت گرامي امام حسن مجتبي (عليه السلام) بود، ازاين رو آن حضرت هاشمي و علوي محسوب مي شوند.
دوران زندگي امام محمد باقر(عليه السلام) بسيارپرآشوب و نابسامان بود،زيرا ازيك طرف شهادت امام حسين (عليه السلام) تأثيربسيارعميقي درمحيط جامعه اسلامي گذاشته و ازطرف ديگرجنايتهاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي خلفاي آل مروان و آل زياد مردم را به تنگ آورده بود.
امام محمد باقر(عليه السلام) درچنين محيط نابساماني با درايت خاص خويش اصول فقه را بنيان گذاشتند و مكاني علمي- مذهبي بنا كردند كه دانشمندان بسياري دراين مركزپرورش يافتند. عمق دانش و اِشراف امام محمد باقر(عليه السلام) برعلوم مختلف موجب شد كه ايشان را« باقرالعلوم» يعني شكافنده دانشها بخوانند.
امام پنجم در دوران امامتشان با مخالفتهاي امويان مواجه بودند اما با وجود فشارها و تنگناهاي بسيار، ازطريق تعليم و تربيت طالبان علم، جنبش علمي دامنه داري را آغازكردند كه مقدمات تأسيس دانشگاه اسلامي را دردوران خفقان اموي پي ريزي كرد.
اين امر با پرورش دانشمندان علوم اسلامي درزمان فرزند بزرگوارامام محمد باقر«ع» يعني امام جعفرصادق « عليه السلام » شكل گرفت و به ثمررسيد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 16:59  توسط سید تقی  | 

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

خاك قبر امام حسين عليه السلام شفاى هر دردى است آن تربت بالاترين داروهاست

(منبع : خاك بهشت به نقل از كامل الزيارات )

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

خاك حرم امام حسين عليه السلام شفاى هر درد و امان از هر ترس است

(منبع : خاك بهشت به نقل از كامل الزيارات )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

كام فرزندانتان را به تربت برگيريد كه سبب امنيت و باعث محفوظ ماندن آنهاست

(منبع : خاك بهشت به نقل از كامل الزيارات )

امام رضا عليه السلام فرمودند:

چرا وقتى ميّت را دفن مى‏كنيد و سرش را بر خاك مى‏گذاريد در مقابل صورتش و

زير سرش مهرى از خاك ( قبر امام حسين عليه السلام ) نمى‏گذاريد؟

(منبع : خاك بهشت به نقل از وسايل ج 2 )

مرحوم سيدابن‏طاووس مى‏فرمايد:

روايت شده كه:

"گذاشتن تربت همراه ميّت براى او امان است."

 (منبع : خاك بهشت به نقل فلاح‏السائل )

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 20:14  توسط سید تقی  | 

 

امام صادق عليه السلام فرمودند

پدرم از جدّم نقل كردند كه فرمودند: كسى كه آن حضرت را صرفاً براى خدا و به قصد قربت زيارت كند خداوند متعال از گناهان رهايش نموده و او را همچون نوزادى كه مادر زاييده قرار مى‏دهد

(منبع : كامل الزيارات باب 62 )

امام صادق عليه السلام فرمودند

زائر امام حسين عليه السلام در روز قيامت صد نفر كه همگى اهل دوزخ بوده و در دنيا از مسرفين بودند را شفاعت مى‏كند

(منبع :  كامل الزيارات باب 68 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

كسى كه تسبيح تربت امام حسين عليه السلام را همراه داشته باشد خداوند او را ذاكر و تسبيح كننده محسوب كند، گر چه با آن ذكر نگويد

(منبع : خاك بهشت به نقل از بحار ج 85 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

سجده بر تربت حسين عليه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره كرده و از بين مى‏برد.

 (منبع : خاك بهشت به نقل از مصباح المتهجد )

شيخ ديلمى مى‏فرمايد:

امام صادق عليه السلام براى اظهار خشوع و خضوع نزد خداى تعالى بر غير تربت امام حسين عليه السلام سجده نمى‏كرد.

(منبع :  خاك بهشت به نقل از ارشادالقلوب )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 8:52  توسط سید تقی  | 

 

امام باقر عليه السلام فرمودند:

امر كنيد شيعيان ما را به زيارت قبر حسين ابن على‏عليه السلام چه آنكه زيارت آن حضرت رزق و روزى را زياد و عمر را طولانى كرده و امورى كه بدى و شر را جلب كنند دفع مى‏نمايد

(منبع : كامل الزيارات باب 61 )

امام رضا عليه السلام فرمودند:

همانا روز حسين چشمهاى ما را زخم و اشكهاى ما را جارى كرده است و عزيز ما را در كربلا خوار شمردند و ما را وارث محنت و بلا كرده است تا روز قيامت.

(منبع : العيون العبرى )

امام رضا عليه السلام فرمودند:

بر همچو حسينى گريه كنندگان گريه كنند كه گريه بر او گناهان بزرگ را از بين مى‏برد.

(منبع :  العيون العبرى )

امام رضا عليه السلام فرمودند:

اى پسر شبيب هر وقت بر هر چيز گريه كردى بر مصيبت حسين بن على عليه السلام گريه كن.

(منبع :  العيون العبرى )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

حضرت فاطمه عليها السلام به كسانى كه از شما به زيارت سيدالشهدا عليه السلام روند نظر فرموده و از خداوند منّان براى ايشان هر خير و خوبى را مسئلت مى‏نمايند، مبادا در رفتن به زيارت آن حضرت بى رغبت باشيد چرا كه خيرى كه در زيارت آن حضرت است بيشتر از آن است كه بتوان احصاء و شمارش نمود.

(منبع : كامل الزيارات باب 27 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

كسى كه قبر حسين عليه السلام را زيارت نكند پس از خير كثير محروم مانده و از عمرش يك سال كسر مى‏شود.

(منبع : كامل الزيارات باب 61 حديث سوّم )

 

 

امام صادق عليه السلام فرمودند:

رسول اكرم صلى الله عليه وآله خطاب به زوّار امام حسين عليه السلام مى‏فرمايد:

اى مسافرين خدا بشارت باد شما را كه با من در بهشت همراه خواهيد بود.

(منبع : كامل الزيارات باب 62 )

 

دست خط حضرت سيدالشهدا عليه السلام

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 8:45  توسط سید تقی  | 

امام حسين عليه السلام فرمودند:

من كشته اشكم هيچ مؤمنى مرا ياد نمى‏كند مگر آنكه گريان مى‏شود.

( منبع : اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از بحارالانوار ج 44 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

نفس كشيدن كسى كه بخاطر مظلوميت ما محزون باشد، ذكر و تسبيح است

(منبع :  نفس‏المهموم شيخ عباس قمى «ره» )

امام صادق عليه السلام به يكى از گريه‏كنان امام حسين عليه السلام فرمودند:

رَحِمَ‏اللَّهُ دَمْعَتَك خداوند اين اشكهايت را رحمت نمايد

(منبع :  اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از كامل‏الزيارات )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

گريه كننده جدَّم از جاى خود برنمى‏خيزد مگر اينكه مانند روزى كه از مادر متولد شده از گناهان پاك است.

(منبع : اكسيرالعبادات به نقل از منتخب )

حضرت زهرا عليها السلام فرمودند:

هرگاه گريه كنندگان بر حسينم داخل بهشت شوند، من هم داخل بهشت مى‏شوم.

 (منبع :  اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از البكا ص 86 )

حضرت صادق عليه السلام فرمودند:

خدا حيا مى‏كند گريه كننده بر حسين ابن على عليه السلام را عذاب نمايد.

(منبع : اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از البكا ص 94 )

حضرت صادق عليه السلام فرمودند:

امام حسين عليه السلام دائماً به زوّار و گريه كنندگان و اقامه كنندگان عزايش نظر (رحمت) دارد.

 (منبع : اكسيرالعبادات به نقل از منتخب )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

براى هر چيزى ثوابى معين است جز اشكى كه براى ما ريخته مى‏شود ( كه ثواب آن با خداست )

(منبع : اكسيرالعبادات فى اسرار الشهادات ص 99 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

جدِّ ما حسين عليه السلام هنگامى كه به گريه كنندگان خود نگاه مى‏كند براى آنان استغفار مى‏كند و از جدّ و پدر و مادر و برادر خويش مى‏خواهد كه آنها هم براى گريه كنندگان و اقامه كنندگان عزاى او استغفار كنند.

(منبع : اكسيرالعبادات به نقل از منتخب )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

حضرت امام حسين عليه السلام با حالى حزين و اندوه كشته شدند و سزاوار است بر خدا كه هيچ حزين و اندوهگينى به زيارت آن جناب نرود مگر آنكه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند

(منبع :  كامل‏الزيارات باب 39 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

هر كسى هنگام ياد ما اشك از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏كند.

(منبع : اكسير العبادات به نقل از كامل‏الزيارات )

امام باقر عليه السلام بعد از آموختن زيارت عاشورا به علقمه فرمودند:

هر كس اين زيارت را بخواند (از دور يا نزديك) و بر حسين عليه السلام ناله كند و امر كند اهل خود را كه بدون تقيّه بر حسين عليه السلام گريه كنند و اقامه كنند عز را در خانه‏اش به اظهار جزع و همديگر را بر مصيبت حسين عليه السلام تعزيت گويند من ضامن او مى‏شوم نزد خدا كه ثواب هزار حج، هزار عمره و هزار غزوه براى او بنويسند.

(منبع :  اكسيرالعبادات فى اسرارالشهادات ص 91 )

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:7  توسط سید تقی  |